خبرنگاري شهروندي(Citizen Journalism )
تصور مخاطب منفعل درحوزه رسانه ها تصوري است كه رفته رفته رنگ باخته و درحد نظريه باقي مانده است چرا كه با حضور رسانه هاي جديد زمينه براي تعامل مخاطب روزبه روز گسترده تر شده است اين مسئله علاوه بر اينكه به تعامل مخاطب منجر مي شود حوزه هاي نظري جديدي را به وجود مي آورد كه مطالعه و بررسي آن لازم و ضروري است. از جمله اين حوزه ها ظهور خبرنگاري و يا روزنامه نگاري شهروندي است كه در آن به مردمي كه پيش از اين با عنوان مخاطب شناخته مي شدند و فقط طرف خطاب و گوش شنوا بودند قدرت انتخاب سوژه و موضوع داده مي شود يعني همان قدرتي كه در روزنامه هاي سنتي تنها در اختيار دبيران و سر دبيران بود. روزنامه نگاري شهروندي Citizen Journalism كه با عنوان هاي روزنامه نگاري همگاني، خياباني و خبرنگاري شهروندي نيز معرفي شده است نوعي روزنامه نگاري است كه متاثر از موقعيت جديد جهان است. موقعيتي كه اكنون با عنوان جامعه اطلاعاتي شناخته شده است. در اين روزنامه نگاري شهروندان جامعه به مدد فرصت هايي كه رسانه هاي ديجيتال در اختيار مي گذارند به طور مستقيم فعاليت و مشاركت سياسي و اجتماعي در جامعه دارند.
تاريخچه و مفهوم خبرنگاري شهروندي
در زمينه تاريخچه و ظهور اين نوع خبرنگاري بايد گفت كه اين ايده كه شهروندان عادي قادر به مشاركت در خلق محتواي خبري هستند تاريخچه طولاني در دنيا دارد و نبايد تصور كرد كه تنها به مدد ظهور اينترنت اين پديده خلق شده است. گرچه شكي نيست كه همه گير شدن اينترنت باعث رشد انفجاري روزنامه نگاري شهروندي شده است.
ليكن ظهور جدي اين حوزه را بايد به انتخابات 1988 آمريكا منتسب دانست كه به دليل تشديد رقابت هاي رسانه اي دو كانديداي انتخابات برخي روزنامه نگاران در مورد صحت گزارش هاي خبري و تطابق آنها با واقعيت دچار ترديد شدند و لزوم تغبير در نحوه گزارشگري احساس شد.
به مرور زمان توليد خبر و اطلاعات از سوي گروه و حرفه اي خاص و درج آن پس از طي مراحل دروازه باني مورد اعتراض قرار گرفت. علت اين اعتراض نيزنگاه يك سويه به جريان اخبار و تحميل نظرات جانبدارانه به موضوعات بود. به اين ترتيب معترضان خواهان ديدگاه تعاملي و دو سويه بودند. آنها بر اين عقيده بودند كه رسانه هاي سنتي داراي تعصب هاي سياسي هستند و به دليل همين تعصب اخبار و صداهاي گوناگوني انعكاس پيدا نمي كند و حتي در يك گام جلوتر ممكن است اين اخبار وارونه منعكس شوند. از ديد آنها روزنامه نگاران سنتي با نگراني ها و دغدغه هاي مردم ناآشنا هستند و تنها به عنوان بازوان دولتها يا شركتي محسوب مي شوند و پيام هاي رسمي را انعكاس مي دهند و بيشتر از آنكه به دغدغه هاي مردم بيانديشند به حفظ جريان حاكميت و يا حفظ موقعيت حرفه اي اجتماعي و سياسي خود در صحنه مي انديشيدند. روزنامه نگاري شهروندي بر اين باور است كه مخاطبان فعال تنها مصرف كننده صرف نيستند و خود مي توانند در فرآيند توليد اخبار و اطلاعات و همچنين تحليل و تفسير سهمي داشته باشند. به اين ترتيب بود كه روزنامه نگاري شهروندي با اين فكر نوعي شورش عليه رسانه هاي بزرگ و غول پيكر و همچنين دولتها و قدرت هاي اقتدارگرا محسوب شد. شعار اصلي اين روزنامه نگاري اين است كه خبرنگاران بايد اخبار را از منظر و نقطه نظر شهروندان عادي و نه مقامات سياسي و نخبگان محلي پوشش دهند. همين فشارها بود كه باعث تحول چشمگيري در محتوا و شكل ارائه خبرها و گزارش ها در تحريريه هاي خبر شد.
امروزه كمتر رسانه اي مي تواند مستقل از مشاركت مخاطب به حيات رسانه اي خود ادامه دهد و غفلت در اين حوزه به معناي شكست از رقباي رسانه اي نيز محسوب مي شود.
در دنياي امروز يك شهروند همواره مي تواند به عنوان يك خبرنگار در جامعه ظاهر شود و اگر بخت با وي يار باشد مي تواند رويدادهايي را به تصوير بكشد كه تشكيلات عريض و طويل خبرگزاري هاي معتبر دنيا با هزينه هاي ميليوني قادر نخواهند بود اين تصاوير را ثبت كنند. از جمله اين تصاوير كه شهروندان آن را ثبت كرده اند
مي توان به انفجار و ريزش مركز تجارت جهاني در نيويورك در يازده سپتامبر 2001، بمب گذاري متروي لندن، واقعه سونامي و حوادث تروريستي لندن اشاره كرد كه در آن مردم با استفاده از فن آوري هاي همراه خود مانند دوربين و موبايل هاي دوربين دار به عنوان يك شاهد ماجراعمل كردند و از سوي ديگر توانستند موجي از اخبار به راه بياندازند و به اين ترتيب بود كه به مدد اين فن آوري ها تحول تازه اي در امر خبررساني آغاز شد.
از مهمترين تفاوت هايي كه بين يك خبرنگار حرفه اي و خبرنگار شهروندي وجود دارد، اين است كه خبرنگار تحت تعليم و آموزش هاي خاص، حرفه اي مي شود و رويداد ها و تحليل هاي مربوط به حوزه خاص خود را پوشش مي دهد، در حالي كه يك خبرنگار شهروندي آنچه را مي بيند و حوزه اي را كه هر روز با آن سروكار دارد به مدد تكنولوژي هاي جديد ارتباطي با ديگران به اشتراك مي گذارد. با توجه به اين فرصت است كه ديگر هيچ خبري از انظار پوشيده نخواهد بود و جريان آزاد اطلاعات محقق مي شود. تنوع و تكثر ايجاد مي شود و از اين طريق جامعه اطلاعاتي ابعاد جديدتري پيدا مي كند.
ذكر چند مثال در مورد پديدۀ خبرنگاري شهروندي به روشن شدن ابعاد آن كمك مي كند.
1- سايت http://international.ohmynews.com در كره جنوبي از جمله سايتهايي است كه در اين حوزه فعاليت مي كند. اين سايت در فوريه سال 2000 تأسيس شد. راه اندازي اين سايت بود كه تأثير شگرفي بر نشاط و پويايي فضاي سياسي كره جنوبي گذاشت.در زمينه روند شكل گيري اين سايت بايد به اين مسئله اشاره كرد كه نيروهاي مخالف دولت در كره جنوبي به دليل آنكه بيشتر رسانه ها در اختيار حزب حاكم بود با راه اندازي اين سايت سعي كردند تا مردم را با خود همراه كنند. در اين سايت مردم مي توانند خبر بنويسند و از اخبار يكديگر مطلع شوند. تظاهرات مشهور شمع در كره جنوبي به ابتكار اين سايت رخ داد. اين سايت اكنون حدود 50 هزار عضو دارد. و حدود 80 درصد مطالب توسط روزنامه نگاران شهروندي تهيه مي شود. همچنين سايت انگليسي آن داراي 1200 شهروند خبرنگار در 38 كشور جهان است.
از ديگر سايت هايي كه به فعاليت در اين زمينه مشغول مي باشد، مي توان به سايت هاي زير اشاره كرد:
سايت ThemeparkEnsider.com
سايت IBrattleboro.com
سايت Assocciatedcontent.com
سايت Worldvoicenews.com
سايت Allvoices.com
2- حادثه مترو لندن و انفجار اتوبوس در اين شهر از ديگر حوادثي است كه توسط مردم به تصوير كشيده شد. مردمي كه در اين حوادث حضور داشتند، پيش از استقرار نيروهاي امنيتي، توانستند با گوشي هاي همراهشان عكس هاي خبري تكان دهنده اي از ماجرا تهيه كنند كه علاوه بر اصل ماجرا توانستند نحوه امدادرساني، نحوه فعاليت نيروهاي امنيتي، و ... را پوشش دهند.
3- نشست سازمان تجارت جهاني كه در سال 1999 در سياتل آمريكا برگزار شد فعالان مدني را بر آن داشت كه اعتراضات خود را به گونه اي در برگزاري اين نشست نشان دهند. فعالان، مردم را دعوت نمودند كه به خيابان ها بريزند و با برگزاري تجمعات و ايجاد ترافيك هاي گسترده توجه رسانه هاي بزرگ را به خود جلب نمايند. ليكن اين روش براي ديده شدن مطلوب نبود. چرا كه رسانه هاي بزرگ تنها چند ثانيه اي اين اعتراضات را به عنوان حواشي اين نشست پخش كردند و تمركز و توجه اصلي خود را بر سخنراني ها و مسائل نشست اختصاص دادند. به همين دليل اين اعتراضات تأثير چنداني نداشت و معترضين نيز نتوانستند سخنان، علت و انگيزه اعتراض و خواسته هاي خود را مطرح كنند و به گوش ساير مردم برسانند، به همين دليل معترضين به دنبال راه ديگري بودند كه از آن طريق جلب توجه نمايند و اين راه چيزي نبود جز روي آوردن به روزنامه نگاري شهروندي، آنها با استفاده از وبلاگ ها و درج نظرات در آنها و همين طور پوشش گسترده اعتراضات عمومي با استفاده از اينترنت توانستند صداي خود را به ساير مردم برسانند و از آن واقعه به بعد بود كه اين مسئله به شدت مورد توجه قرار گرفت.
موضوع خبرنگاري شهروندي
موضوعاتي كه معمولاً مورد توجه شهروندان جهت اطلاع رساني است، همان موضوعاتي است كه مورد علاقه مردم است. مردمي كه جزو قشر خاص و نخبگان نيستند و در هياهوي مربوط به خبرهاي سياسي و حكومتي كمتر قرار گرفته اند. خبرنگاران شهروندي به موضوعاتي مانند آموزش كودكان، امنيت خانواده ها و حوادث زيست محيطي، موضوعاتي كه معمولا سانسور مي شوند... مي پردازند. اين مردم هستند كه موضوعات اصلي را مشخص مي كنند و مديريت نيز از جانب مردم بر اين نوع خبرنگاري اعمال مي شود. گوش سپردن به صداي شهروندان، تك صدايي حاصل از روزنامه نگاري حرفه اي را كه معمولاً به صورت مستقيم و يا غير مستقيم سازماندهي شده است از بين مي برد. به مدد اين سبك است كه بيگانگي و احساس مهجوريت اجتماعي كه در برخي از مردم وجود دارد از بين مي رود.
در نگاهي كلي بايد گفت كه خبرنگار در كنار اخبار عمومي كه روزنامه هاي سنتي پوشش مي دهند به اخبار و موضوعاتي مي پردازد كه خبرنگاران و روزنامه هاي سنتي پوشش نمي دهند، نمي توانند پوشش دهد يا
نمي خواهند پوشش دهند. البته بايد توجه داشت كه مطالبي كه توسط شهروندان تهيه مي شود مي بايست داراي سه شاخص باشند، اين شاخص ها عبارتند از:
1- انتشار آزادانه؛
2- مبتني بر ويرايش جمعي و توزيع گسترده؛
3- مبتني بر ابزار مدرن اطلاع رساني.
خبرنگاري شهروندي سطوح مختلفي را دربر مي گيرد كه در ذيل به مهمترين آنها مي پردازيم:
1- فراهم كردن امكان اظهار نظر عمومي:
در اين روش اين امكان به مخاطب داده مي شود كه در فضاي وب نظرات خود را به مطلب پيوست كند، اين فرصت باعث مي شود خوانندگان وب از نظرات پيوست شده آگاه شوند و صداي اين مخاطبان به همراه اصل مطلب انعكاس يابد.
2 - گزارشگر شهروند پيوسته:
در اين روش اطلاعات و تجربه درخواست شده از شهروندان به گزارش اصلي كه توسط روزنامه نگاران حرفه اي تهيه شده است پيوست مي شود، براي مثال مي توان از مردم خواست اگر ماشين شان را دزد زده است، تجربه خود را در اين مورد بنويسند و از نوشته هاي آنها در كنار گزارش اصلي درباره سرقت اتومبيل استفاده كرد.
3-وبلاگ ها:
وبلاگ ابزاري قدرتمند و رايگان را براي انتشار انديشه ها و گزارش هاي آدم هاي معمولي در اختيار همگان قرارداده است.
4- وب سايت مستقل:
شهرونداني كه داراي يك مشخصه و ويژگي مشترك هستند به ساخت يك وب سايت مستقل روي مي آورند كه در آن وب سايت اخبار و گزارش هايي را منتشر مي كنند، البته در اين شيوه ويراستاراني وجود دارند كه معمولاً نوعي ويرايش بسيار معتدل را بر نوشته ها اعمال مي كنند. البته برخي از سايت ها نيز وجود دارد كه هيچ ويرايشي را اعمال نمي كنند، چرا كه مديريت اين سايت ها معتقد هستند كه " بگذاريد آن ها چيزي باشند كه هستند ".
4- نسخه هاي چاپي:
انتشار ويژه نامه هايي كه معمولاً در بين روزنامه قرار مي گيرد. در اين روش گلچين بهترين مطالب در وب سايت روزنامه نگاري منتشر مي شود و در بين روزنامه قرارداده مي شود.
5- سازمان هاي خبري:
اين سازمان هاي خبري معمولاً از تجميع فعاليت حرفه اي روزنامه نگاران و روزنامه نگاران شهروندي موجوديت مي يابد. نمونه آن سايت Ohmynews مي باشد. در اين سازمان روزنامه نگاري حرفه اي در كنار روزنامه نگاري شهروندي به فعاليت مي پردازد.
6- ويكي ژورناليسم:
شناخته ترين نوع در ويكي ژورناليسم سايت ويكي نيوز است كه نام آن برگرفته از دائرة المعارف معروف ويكي پديا است. ويكي نيوز به همگان امكان مي دهد تا گزارش خبري خود را نوشته و ارسال كنند، در مقابل هر كس نيز مي تواند خبر را ويرايش كند. ويكي خبرها بر مبناي اين نظريه شكل گرفته اند و فعاليت مي كنند كه به اتكاي دانايي و شناخت گروهي مي توان خبرهاي قابل اطمينان و متوازن توليد كرد.
انتقادات وارده به خبرنگاري شهروندي
روزنامه نگاري شهروندي كه نوعي رويگرداني از نگاه رسمي و نخبه محور به مسأله خبر است با انتقادهاي گوناگوني از سوي منتقدان مواجه شده است كه در زير به برخي از اين انتقادها مي پردازيم:
كساني همچون "سي دووراك" روزنامه نگار مشهور روزنامه نگاري شهروندي را مسخره و مردود مي دانند. او بر اين باور است كه روزنامه نگاري شهروندي بيش از كار كسي كه براي يك فروم پرطرفدار فوتبال يادداشت (اكانت) مي گذارد نيست.
از مهمترين انتقاداتي كه به اين روزنامه نگاري وارد مي شود عدم رعايت واقع بيني و بي طرفي در اين روزنامه نگاري است كه البته مهم ترين نقطه ضعف آن نيز محسوب مي شود، اين گروه از منتقدان بر اين باورند كه تنها افراد تعليم ديده و تحصيل كرده در حوزه خبرنگاري قادر به گزارش درست يك رويداد خبري و رعايت دقت و بي طرفي هستند. تحقيقاتي كه انجام شده، نشان داده است كه معمولاً كيفيت كار و عملكرد سايت هاي روزنامه نگاري شهروندي در بيشتر موارد پايين است و از آنجايي كه اين سايت ها از سر دبيران خبري حرفه اي استفاده چنداني نمي كنند ، محتواي اين سايت ها ضعيف و نه چندان دقيق هستند.
اعتبار خبر و منبع از جمله موضوعاتي است كه هميشه در روزنامه نگاري مطرح است. اين مسئله با پيدايش روزنامه نگاري شهروندي وارد مرحله جديدي شده است. در اين نوع روزنامه نگاري هر شخصي با توجه به عقايد، سلايق و ذائقه خود اطلاعات و خبر را بر مي گزيند و به شبكه ارتباطي خود ارسال مي كند. حال جاي سوال است كه مخاطبان چگونه به خبرها و اطلاعات در روزنامه نگاري شهروندي مي توانند اعتماد كنند. اين مسئله زماني تشديد پيدا مي كند كه افرادي كه اين اخبار را انعكاس مي كنند، افراد آماتوري هستند كه قادر نيستند گزارش درست و جامعي از يك رويداد خبري ارائه دهند و همين مسئله باعث مي شود ابهاماتي باقي بماند و آسيب هايي را در پي داشته باشد. با در نظر گرفتن اين مسئله اكثر فعالان عرصه روزنامه نگاري شهروندي تنها زماني مي توانند به حداقلي از اطمينان در مورد اخبار و اطلاعات منتشر شده دست يابند، كه اطلاعات مربوط به يك رويداد خبري توسط عده قابل ملاحظه اي از افراد مخابره شود. با كنار هم گذاشتن اين اطلاعات پراكنده و بررسي صحت و سقم آنها از طريق منابع مختلف مي توان به يك نتيجه گيري كلي در مورد اهميت يك رويداد و جزييات آن دست يافت.
در انتقادي كه روزنامه نيويورك تايمز به اين نوع روزنامه نگاري دارد بيان مي كند كه اين نوع روزنامه نگاري نزديك شدن واقعيت به شايعه و دروغ پراكني وبي توجهي به سه ركن اخلاقيات، اقتصاد و معرفت شناسي را فراهم مي كند. نيويورك تايمز بر اين باور است كه مطالب ارائه شده در روزنامه نگاري شهروندي فاقد كيفيت و محتوا مي باشد، از سوي ديگر مخاطب اندكي را تحت پوشش خود قرار مي دهد و همچنين اين نوع از روزنامه نگاري به اصول كپي رايت پايبند نمي باشد.
با توجه به انتقاداتي كه بر اين نوع خبرنگاري وارد شده است والبته برخي از اين انتقادات به جا مي باشد بايد اذعان نمود كه روزنامه نگاري شهروندي نوعي روزنامه نگاري مكمل است و بنا بر اين ندارد كه جايگزيني بر روزنامه نگاري حرفه اي شود، آنچه اين روزنامه نگاري مد نظر دارد اين است كه مخاطبان را در فرآيند خبر رساني فعال كند و مخاطب به جاي اين كه يك مصرف كننده نهايي كالايي به نام خبر باشد، خود توليد كننده خبر باشد و مخاطبان معمولاً با توسل به امكاناتي چون اينترنت، گوشي هاي هوشمند دوربين دار، انواع Mp3PLAYER نكته ها و موضوعاتي كه از ديد روزنامه نگاري حرفه اي مغفول مانده است را به روزنامه نگاران حرفه اي گوشزد
كنند و آنچه را كه از قلم افتاده است كامل كنند.
اين تصور در اين روزنامه نگاري وجود ندارد كه روزي بلاگرهاي آماتور و تعليم نديده جايگزين روزنامه نگاران حرفه اي و تحصيل كرده شوند. ليكن بايد توجه داشت كه نمي توان از تأثيرگذاري اين پديده نوين بر دنياي خبرنگاري و رسانه هاي سنتي غافل شد. به مدد اين نوع روزنامه نگاري است كه تحول چشمگيري در محتوا و شكل ارائه خبرها و گزارش ها شده و فشار مثبتي بر تحريريه ها وارد شده تا پيش از پيش به پيگيري و پوشش اخبار و رويدادها بپردازند.
-------------------------------------------------------
منابع:
1- "7 things you should know about citizen journalism," http://net. Educause.edu/ir/library/pdf.
2- Kahney, leander. (2003, 17 may)." Citizen reporters make the news." http:// www. Wired .com/news/ culture/ 0,1284,58856,00html.
3- يازده سطح روزنامه نگاري شهروندي، مترجم حسن نمك دوست تهراني،
http://mfoi.ir/b-main/ articles text.php? news stories- id 778 & news kind = 3
منبع:http://rcirib.ir
No comments:
Post a Comment